دانلود کتاب

در این مجموعه مقادیر زیادی مطلب از دائره المعارف اینترنتی "ویکوپدیا" و "نشنال جی اوگرافی" و سایر وب سایت ها کپی برداری شده است. خواندن تاریخ وقتی سرگرم کننده و نهایتاً آموزنده میشود که خواننده بداند در زمان وقوع اتفاقی، در نقاط دیگر جهان کدام وقایع همزمان نیز اتفاق افتاده است.
مثلاً وقتی دریا باز شد و موسی قوم یهود را از میان دریا عبور داد، در ایران و یونان چه خبر بود. ویا وقتی افغانها پشت دروازه های اصفهان منتظر حمله به نیروهای شاه سلطان حسین صفوی بودند و درباریان و علمای دین به نخود لوبیا دعا میخواندند و آش درست میکردند، در اروپا و آمریکا چه میگذشت.
گذشته هر قوم و ملتی مملو ازاسطورها است. داستان هاایکه حتی قبل از اختراع نوشتن،  شاید والدین برای نخستین بار به فرزندانشان گفته اند و یا مردم از ترس عوامل طبیعی برای دلگرمی از خودشان ساخته اند و یا بهر دلیل دیگری اسطوره آن مردمان شده. این داستانها هرچند شیرین و سرگرم کننده هستند، ولی اگر تاثیر خوبی در زندگی جامعه داشته باشند، تکرار و اشائه آن نه تنها ضرری ندارد، بلکه مفید هم هست. ولی  اگرشاخ وبرگ زدن به اسطوره ها مایه گمراهی مردم شود، باید مردم را ازدروغ آنها مطلع کرد. بهرحال مشکل ترین و شاید بی ثمرترین کوشش، ایجاد شک درحقیقت داستانهای تاریخی است که جزئی از باورمردم شده باشد. جوامعی که صدها و هزاران سال با تکرار داستانی به آن معتقد شده اند، حالا برایشان ممکن نیست موضوعی را که از کودکی در ذهنشان نقش بسته به یکباره  فراموش و یا نفی کنند.
با جمع بندی و وصل نقطه های تاریخی میتوان قسمتهائی از سطوح درونی جامعه را شناخت و راهی برای حل مشکل امروز آن پیدا کرد. ولی  باید میراث های تاریخی را جمع بندی کرد ، نه شکوه و عظمت دوران گذشته را.
مقام کورش در تاریخ ایران نه از آنجهت والاست که او کشور گشای بزرگی بود، بلکه ارزش اوبه خاطر روش مملکت داری و میراث اوست. همچنین در میان بزرگان ادب ایرانی، مقام ارجمند فردوسی نه فقط از بابت زیبائی و صلابت اشعار اوست بلکه به خاطر تاثیر فکری اشعارش بر مردم ایران بوده است. یا که عزرا با جمع آوری داستانها و اسطوره های فراموش شده قوم یهود و نگارش تورات، بعد از فرمان کورش، دین بزرگی بر گردن قوم یهود دارد. ولی فردوسی کاری بمراتب عظیم تر را در تنگدستی و فشارهای اجتماعی کرده است.
وقتی خواندن این مجموعه تمام میشود، لحظه ای به نقشه دنیا نگاه کنید. ببینید از ابتدای تاریخ تا همین جنگ دوم جهانی و تشکیل سازمان ملل و به رسمیت شناختن مرزها و حتی بعد از آن کدام سرزمین ها در جهان بیشتر مورد حمله و تاخت وتاز بیگانگان قرار گرفته است.  مسلماً جواب: "ایران بزرگ" (ایران کنونی، عراق، افغانستان، قفقاز، ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکیه شرقی و سواحل جنوبی خلیج فارس) خواهد بود.
تمام تمدنهای بوجود آمده در سرتاسر جهان بشکلی دارای حصار طبیعی مثل کوه، دریا و صحرا بوده و یا باصطلاح آخر خط قرار گرفته اند. ولی سرزمین ایران بزرگ، سر راه هر کشورگشای جنگجوی متمدن و یا بیابانگرد بی تمدن شمالی، جنوبی، شرقی و غربی بوده و علاوه  بر ثروتمند بودن خودش، نیز سر راه مناطق ثروتمند دیگر هم بوده است. لذا تاریخ غم انگیزسرزمین ایران مملو از تاخت وتاز این بیگانگان و کشتار و غارت ثروتها و به اسارت بردن اجدادمان بوده است.
جالب اینجاست، این اقوام چه متمدن و چه بدوی وبیابانگرد که بر ایران تاختند، بعد از مدتی همه ایرانی شدند. فرهنگ و خوی انسانی که ریشه چندین هزار ساله درذات مردم ایران داشته، از میان خاکستر و خون و نکبتی که اقوام مهاجم بوجود آوردند دوباره سر از این سرزمین بیرون آورده و میآورد. جالبتر اینکه وقتی این اقوام بدوی، قانون وعقیده ای را بزور بر این سرزمین تحمیل کردند، ایرانیان آن  قوائد وعقاید را دگرگون، ایرانی و انسانی کرده و بخودشان پس دادند.
شیرینی زبان فارسی بحدیست که حکمرانان و خصوصاً مردم، از روم شرقی گرفته تا هندوستان، خارج از سرحدات ایران بزرگ،  قبل ازرسیدن استعمار و دیکتاتورها آنرا بعنوان زبان ملی و دیوانی خود انتخاب کرده بودند. ولی آنچه مایه افتخار ایرانی است، هدیه این سرزمین، به مردم جهان است. تا که سر در سازمان ملل متحد مزین به شعر سعدی و فرمان کورش باشد. فرمانی که زیبنده ترین نشان بر پرچم سه رنگ ایران خواهد بود.
آزادی سرچشمه تمام موهبتهای اجتماعی است. بدون آزادی اقتصاد شکوفا نمیشود. علم و هنر و صنعت به جائی نمیرسند و جامعه رشد نمیکند.
در این سفر چندین هزار ساله، مردم سرزمین ایران علی رغم اینهمه کوشش و مبارزه برای استقلال و آزادی، هرچند برای مدتی کوتاه طعم شیرین آنرا چشیده اند ولی  نتوانسته اند آنرا بدست آورده و مقام شایسته خود را در میان ملتهای دیگر جهان کسب کنند. تلاشهای پراکنده مردم  برای رسیدن به آزادی و یک زندگی ایده آل، بدون نتیجه مانده است.
چرا به این روز افتاده ایم؟ راه حل چیست؟  اینها در پایان این مجموعه به نقد و بررسی گذاشته شده و نتیجه گیری میشود:
تصورغلط اینست که نیروهای مبارز منسجم نیستند و باید رهبری پیدا کرد!
بعد از این همه سال باید آموخته باشیم که راه نجات پیدا کردن فرد رهبر نیست بلکه هدف رهبری است.
هدف رهبری باید یک قانون اساسی با الهام ازاعلامیه جهانی حقوق بشر، مساوات بین مردم و جدائی دین از حکومت باشد. افراد قبل از احراز صلاحیت رهبری، باید به آن اعلام وفاداری و سوگند یاد کنند. در آنصورت مردم خواهند دانست، آنها که میخواهند رهبر بشوند، هدفشان چیست.   به امید روزی که سرآغاز قانون اساسی ایران جمله ای شبیه این باشد:
ما مردم ایران برای ساختن کشوری بهتر، توسعه عدالت، تضمین آسایش اجتماعی، دفاع از مرز و بوم، توسعه رفاه، تضمین موهبت آزادی ملت و آیندگان این قانون اساسی را معین می کنیم که تمام اصول آن هرگز با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت نداشته باشد و دین از حکومت برای همیشه جدا بوده و تمام مردم، زن و مرد با هر عقیده و دینی دارای حقوق مساوی باشند.

باید باهم پیش نویس این قانون اساسی را قبل از آنکه مجلس موسسان تاسیس شود تدوین و با استفاده از امکانات ارتباطی مدرن آنرا به نوعی رفراندم نسبی بگذاریم .

من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست       توهم زروی کرامت چنان بخوان که تو دانی
یکیست ترکی و تازی درین معامله  حافظ         حدیث عشق  بیان کن بدان زبان  که تودانی