The article below is a short book review by the Azadmardan Bakhtiari website in Persian:

قحطي بزرگ و نسل کشي در ايران در فاصله سالهای 1917 تا میلادی 1919

نسل کشی در ایران یا هلوکاست واقعی دکتر محمدقلي مجد- استاد تاريخ دانشگاه پرينستون کانادا-  کتابي منتشر کرد با نام قحطي بزرگ و نسل کشي در ايران در فاصله سالهای 1917 تا میلادی 1919 وی بر مبنای مدارک معتبر موجود در مرکز اسناد ملّی ایالات متحده آمریکا  ثابت می کند که قحطی بزرگ در ایران در سده بیستم میلادی، در زمان جنگ جهانی اول رخ داده است او در اين کتاب، پرده از رازي بزرگ برداشت و با تکيه بر مدارک به جامانده از سفر او،کارشناسان آمريکايي و اخبار روزنامه هاي وقت، نشان داد که جمعيت ايران در شروع جنگ جهاني  اول20 ميليون نفر بوده است. اين جمعيت طبق محاسبه روند افزايش طبيعي جمعيت در آن زمان، مي بايست ظرف 4 سال جنگ جهاني به 21 ميليون مي رسيده در حالي که طبق همه منابع، جمعيت ايران در پايان جنگ 11 ميليون نفر بوده. اين يعني که 10 ميليون ايراني در جنگ جهاني اول از بين رفته اند.کشور ما در جنگ جهانی اول بیطرف بود اما تلفات از همه کشورهای درگیر جنگ بیشتر بود. جنگ، تورم و گراني شدید قیمت اجناس و اقلام را در پی داشت.  ظرف 2 سال قيمت گندم 11 برابر شد.  قحطي و بيماري در سراسر کشور شایع گشت.
روزنامه رعد ( روزنامه سيد ضياءالدين طباطبايي) در شماره 21 فروردين 1297 خبر عجيبي دارد: مأموران هشت زن را بازداشت کردند که شماري از کودکان را ربوده، کشته و خورده بودند و بهانه آوردند که گرسنگي، آنها را به اين کار وا داشته بود. دهها هزار نيروی نظامی روسي و انگليسي مستقر در ايران  به غذا نیاز داشتند. انگليسي ها تمام غله توليدي کشاورزان را به قيمت بالا مي خريدند و روس ها، به روش خودشان، با زور از مردم آذوقه مي گرفتند. در نتیجه به کاهش شدید مواد غذایی در داخل ایران انجامید. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد. بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید و استعمار بریتانیا توانست به سادگی حکومت دست نشانده خود را در قالب کودتای 1299 بر ایران تحمیل کند. مجد چنین نتیجه می گیرد: هیچ تردیدی نیست که انگلیسی ها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله ای برای سلطه بر ایران استفاده می کردند. دکتر مجد در کتابش نشان داده که اين نسل کشي فجيع به خاطر خريد کل غله ايران توسط انگليسي ها بوده. با نسل کشی در ایران یک هلوکاست واقعی رخ داد که هنوز با گذشت نود سال انگلیسی ها حاضر به انتشار اسناد آن نیستند. در نتیجه این نسل کشی در فاصله سال های 1917 تا 1919 میلادی بین هشت تا ده میلیون نفر از جمعیت بیست میلیونی ایران یعنی چهل درصد در اثر قحطی یا بیماری های ناشی از سوءتغذیه از بین رفتند. مجد دولت بریتانیا را عامل و مسبب این نسل کشی مهیب می داند و نشان می دهد که استعمار بریتانیا از سیاست نسل کشی و کشتار جمعی به عنوان ابزاری برای سلطه بر ایران بهره برد. در سال 2003 وزارت دفاع انگليس اعلام کرد اسناد نظامي انگليس در رابطه با ايران در سال هاي 1914 تا 1921 هنوز محرمانه اند و تا 50 سال بعد، يعني سال 2053 منتشر نخواهند شد.( مجد ، 13)
شاهدان عینی در منطقه بختیاری اظهار می دارند در آن سالها چنان قحطی شدیدی حاکم بود که بخشی از عشایر بختیاری دست از زندگی کوچندگی کشیده و برای تهیه لقمه نانی روانه مناطق نفتی شدند. بسیاری از روستاها نیز خالی از سکنه شده و به مناطق نفت خیز مهاجرت کردند. تعداد زیادی از مردن نیز به دلیل سوء تغذیه و بیماری جان خود را از دست دادند